|
|
|
|
|
دیروز یک دست کت و شلوار خریدم طوسی روشن با نیلوفر رفتم خیلی کمکم کرد خیلی هم خوشش اومده بود از رنگش.یه پیراهن گل گلی هم برای مسافرت شمال خریدم هم نازک هم خنک نیلوفر ازش خوشش نیومد برگشتنه یه کم با نیل حرفم شد مثل همیشه اونم الکی ناراحت شد.عصر با ساغر قرار گذاشتم اما رفتارش حالم رو به هم میزنه (از بالا میخواد به پایین نگاه کنه) منم که همیشه سوار اون بودم نمیتونم تحمل کنم کلی دری و ری بارش کردم و بیخیالش شدم گفتم دیگه کاری با کارم نداشته باشه که البته بعید میدونم.شب هم با نیل رفتیم ماشینشو بنزین زدیم آخه امروز رفت تهران مهمونی یکی از فامیلاش |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 15:47 توسط آریا
|
|
||